وقتی تو نیستی پیش من حالم خراب است آرزو
لب های تو بی ادعا جام شراب است ارزو
شبها درون ذهن من وقتی که میرقصی به ناز
وصف جمال روی تو چند صد کتاب است ارزو
وقتی میان خاطرات غم یکه تازی میکند
تصویری از چشمان تو در سینه قاب است ارزو
انقدر در فکر توام اندام تو در روز و شب
هر لحظه چشم وا میکنم شکل سراب است ارزو
دل بوف کور شب شده در انتظار دیدنت
لبخند هم بر چهره ام رنگ و لعاب است ارزو
امسال هم چون سال پیش اندر فراق روی تو
هر چهار فصلش بیحساب فصل عذاب است ارزو
در این سکوت عاشقی لبخند تو یک معجزه است
در برهه ای که خنده ها تنها نقاب است ارزو
با عکس تو در این سکوت من عشق بازی میکنم
چون عاشقی در شهر ما در اکتساب است ارزو
من تار و پود عشق را میبافم از موهای تو
شب ها که زلفانت هنوز در پیچ و تاب است ارزو
دور از هزاران وسوسه من چشم براهت مانده ام
آغوش تو در مذهبم فصل الخطاب است ارزو
تاج محبت را اگر با بوسه ای هدیه کنی
سامان در دنیای خود عالیجناب است ارزو
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
تاريخ: دوشنبه
1 آذر
1395 ساعت: 3:54